تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤ - شرح آيات
كه چيزهاى بى ارزش و بى وزن را به دور مىافكنند.
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِ «پس او و سپاهيانش را گرفتيم و به دريا افكنديمشان.» هيچ كس جز خود فرعون در معرض ملامت قرار نمىگيرد. مگر خدا او را بيم نداده بود، و حجت را بر او تمام نكرد و با وجود اين براى او سودى نداشت؟
وَ هُوَ مُلِيمٌ «و مستحق ملامت خود او است.» لعنت خدا و فرشتگان تا روز قيامت به او مىرسد.
[٤١] چون صورت گرفتن و مورد مؤاخذه قرار دادن طاغيان و مجرمان تكرار پيدا مىكند، معلوم مىشود كه سنت خدا يگانه است، و اين سنت، براى هر كس كه خواستار آن باشد، وسيلهاى براى عبرت گرفتن مىشود. در سرزمين احقاف كه، به گفته مفسران، ميان حضرموت و عمان قرار گرفته است، قبايل عاد به طغيان و فساد و آزار رساندن به مردم مىپرداختند، و چون بيم دهندهاى نزد ايشان آمد به سخن او گوش فرا ندادند، پس خدا بادى را برايشان فرستاد، نه براى آن كه مقدمات فراهم آمدن ميوهها را فراهم آورده يا باران به سرزمينهاى تشنه ايشان برساند، بلكه براى آن كه هر چه از كشاورزى و دامدارى و انسان و اثاثيه و بنا در آن سرزمين بود همه را نابود سازد و هيچ چيز از آن سرزمين برجاى نگذارد، و چنين است كه آن باد بىحاصل و عقيم بود.
/ ٥٥ وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ «و در قوم عاد كه باد سترون را بر ايشان فرستاديم.» در معنى عقيم گفتهاند كه: آن بادى است كه سبب باريدن باران و صورت گرفتن لقاح گياهى نشود، و شايد عقيم به آن معنى باشد كه پس از وزيدن آن هيچ چيز بر جاى نمىماند و در اين صورت آيه بعدى تفسيرى براى آن است.
[٤٢] و چنان مىنمايد كه آن وزش باد حامل آتش و زهرى نيز بوده است، و به همين سبب پس از آن هيچ چيز را به حال خود باقى نگذاشت، بلكه زمين و هر چه را كه بر روى آن قرار داشت هلاك و خرد و پوسيده كرد.