تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٦ - شرح آيات
عذابى خوار كننده خواهند شد». [٧٧] و آنان اين را نمىدانند كه اعتماد و تكيهشان بر مال و قوه و ديگر گونههاى نعمت خطا است مگر آن گاه كه به آخرت برسند كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد و هيچ حيلهاى در آن روز نمىتوانند كرد و هيچ ياورى نخواهند داشت. و خداى تعالى گفت وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ* وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ* يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ* ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ* هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ «و اما آن كس كه نامه عملش را به دست چپش بدهند، مىگويد
كاش كتابم را به من نداده بودند!* و نمىدانستم كه حسابم چگونه است!* كاش اين گذرنده مىبود* آنچه دارم سودى براى من ندارد* فرمانروايى من مردود از ستم بيرون رفت». [٧٨] در صفت مترفان از اهل دنيا امام على (عليه السّلام) گفته است
«دنيا ايشان را به راهى كور راند و ديدههاشان را از چراغ هدايت بپوشاند. در بيراهگيش سرگردان، و فروشده در نعمت آن. دنيا را پروردگار خود گرفتهاند و دنيا با آن به بازى پرداخته، و آنان سرگرم بازى دنيا، و آنچه را كه پس از آن است فراموش كرده». [٧٩] پرسشى كه پيش مىآيد اين كه: چرا پروردگار ما «مترفين» را به صيغه مجهول بيان كرده و گويى چنان است/ ٤١٨ كه شخص ديگرى آنان را به ترف و اتراف برانگيخته است، و اگر امر چنين مىبوده باشد، ديگر چرا آنها را عذاب مىدهد؟ و پاسخ چنين است: اين خدا است كه به بنده خود نعمت عطا مىكند، ولى آن كه نعمت را در راه خير و فضيلت و رضوان خدا مصروف مىكند خود انسان است كه ممكن است آن را در راه پستى و زشتى مصرف كند و دچار عذاب شود، و به تعبير ديگر: انسان قادر است كه اگر بخواهد با نعمت سراى ديگر را براى خود آباد كند، يا دنيا را برگزيند، و آنچه را كه در آن اتراف و افراط مىكند شخصا برگزيند.
و آخرين كلمه
[٧٧] - آل عمران/ ١٧٨.
[٧٨] - الحاقة/ ٢٥- ٢٩.
[٧٩] - نهج البلاغة، نامه ٣١، ص ٤٠١.