تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٤ - شرح آيات
وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ «و سايهاى از دود سياه».
صاحب المنجد گفته است كه يحموم به معنى سياه از هر چيز است و دود را به همين نام مىخوانند. [٧١] و على بن ابراهيم گفت: تاريكى همراه با گرماى شديد، [٧٢] و مقابل اين گونه است ظل ممدود در بهشت مؤمنان، و شايد در اين گفته خداى تعالى به آن اشاره شده باشد لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ «بر بالاى سر ايشان سايههايى از آتش و در زير ايشان سايههايى»، [٧٣] كه اگر اين درست باشد، يحموم آتش سياهى است كه آنان را در تاريكى سخت سياه قرار مىدهد.
/ ٤١٦ لا بارِدٍ «نه خنك است.» همچون سايههاى بهشت و سايه در دنيا.
وَ لا كَرِيمٍ «و نه اكرامى.» پس آنان از يك سو بر اثر گرما از اين سايه عذاب مىبينند، و از سوى ديگر اهانتها و تحقيرها و خوارشدنها را تحمل مىكنند و، بر خلاف مؤمنان و سابقون كه كرامات و نعمتهاى خدا پيوسته به ايشان مىرسد، بىآبرو و كرامت به زندگى ادامه مىدهند، و مانند آنان سلام و سلام را نمىشنوند.
گفتهاند كه: كريم به معنى گوارا است، و به قولى ديگر نيكو منظر، و به گفته ديگر: هر چه در آن خيرى نباشد كريم نيست.
[٤٥- ٤٨] و اين رنگهاى عذاب كه اصحاب مشأمة را در آخرت احاطه مىكند، بدون شك تجليلهايى از آن چيزها است كه از دنيا براى خود پيش از آن به آخرت فرستادند، و نماينده اعمال بد و كارهاى گمراه كننده آنان است، پس عواملى كه آنان را از اين جفت شوم و نحس قرار مىدهد تا آن را بشناسيم و از آن دورى كنيم چيست؟
[٧١] - المنجد، ماده حم.
[٧٢] - تفسير القمى، ج ٢، ص ٣٤٩.
[٧٣] - الزمر/ ١٦.