تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٥ - شرح آيات
ايشان بدون شك در آن مىكوشد كه، پس از اطمينان يافتن به آن، خود را به بهشت برساند و از ميوههاى آن لذت ببرد.
در اين جا انديشه لطيفى مىتواند اهتمام قرآن را در خصوص بيان جنبههايى از نعيم بهشت و تشويق كردن به آن در بسيارى از جاها مورد تفسير قرار دهد، و آن اين است كه اين همه براى مقاومت كردن فراوان در برابر بسيارى از انحرافهاى معنوى و عملى در زندگى انسان است كه از/ ٤٠٨ فريب خوردن از نعمتهاى دنيا و خضوع در مقابل جاذبه آن حاصل مىشود، و در كلام امام امير المؤمنين (عليه السّلام) آمده است: «پس آن كه مشتاق بهشت بود شهوتها را از دل زدود». [٤٠] [٣٤- ٣٨] وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ «و بسترهاى افراشته.» افترش الشيء يعنى آن را لگدمال كرد، و افترش عرضه يعنى آبروى او را برد و به ناموس او تجاوز كرد، و فرش [٤١] در اين آيه دو دلالت دارد: يكى جمع فراش و بسترى است كه بر آن مىخوابند، و ديگرى همسرى است كه با او در يك بستر همخوابگى مىكند، و اين از بلاغت قرآن است كه به دو نعمت با يك كلمه اشاره مىكند. و در نصوص اسلامى اين كلمه به معنى دوم به كار رفته است. و علامه طبرسى گفت: همسر مرد را فراش او خوانند، و از آن است گفته پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم): «فرزند از آن فراش است، و زنا كار بايد سنگسار شود». [٤٢] و امام صادق (عليه السّلام) در توصيف زنان بهشت گفته است: «آرى، با هيچ يك از آنها هم بستر نمىشود (ما يفترش) مگر اين كه او را چنين مىيابد (يعنى باكره)». [٤٣] مرفوعة يعنى بلند، و بسترى كه از زمين بلندتر باشد بهتر از آن است كه بر زمين گسترده باشد، به همان گونه كه كلمه ارتفاع شأن و بلندى مقام را از لحاظ زيبايى و كمال مىرساند، خواه در ظاهر فراش باشد و خواه در صاحب فراش يعنى
[٤٠] - نهج البلاغة، كلمات قصار شماره ٣٠.
[٤١] - المنجد، ماده فرش.
[٤٢] - مجمع البيان، ج ٩، ص ٢١٩.
[٤٣] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢١٧.