تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٣ - شرح آيات
مواجهه با گردنكشان و مترفان پرداختند، و چه اندازه آزار روانى و تنى را تحمل كردند؟! [١٧] يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ «پسرانى جاودانى بر گرد ايشان در آمد و شدند.» برترين خدمت در ميان دوستان خدمتگزارى غلامان است، مخصوصا در آن صورت كه تر و تازگى جوانى آنان ابدى بوده باشد، و به هيچ وجه درشتى و زبرى مردان بر سيماى ايشان آشكار نشود، و گذشت روزگار و آمد و شد پياپى شب و روز هيچ تأثيرى در زيبايى باطن و ظاهر ايشان نداشته باشد.
[١٨] بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ «با صراحيها و شرابريزها و جامهايى از باده بهشتى.»/ ٣٩٦ شراب گواراى بدون مستى و ناراحتى را از صراحيها و شرابريزها در جامها مىريزند و آنها را به اهل بهشت تقديم مىكنند.
گفتهاند كه كوب و ابريق مخزن شرابند و اندكى از حيث ظاهر با يكديگر تفاوت دارند، ولى كأس جامى است كه شراب در آن ريخته و نوشيده مىشود، و تنها اگر در آن شراب باشد به آن كأس مىگويند و در غير اين صورت عنوان شيشه دارد، و كوزه در آن هنگام به مخزن شراب مىگويند كه دسته داشته باشد، و گرنه كوب است. [٢٢] و اين پرسش پيش مىآيد كه اين ترتيب براى چيست؟ چنان به نظر مىرسد كه اكواب ظرفهاى بزرگ آكنده از شراب باشد كه از آنها به ابريقها ريخته مىشود، و سپس از ابريق آن را براى مصرف به كأسها (جامها) مىريزند، و اين همه براى آن است كه در محيط انس بهشت صفا و همدلى و لذت و كرامت جلسههاى انس بيشتر شود.
گفتهاند كه: معين به معنى جارى و روان است، بدان سبب كه شراب بهشت از چشمههاى شراب به دست مىآيد، و اين وصف تنها به شراب جام تعلق
[٢٢] - فقه اللغة ثعالبى، ص ١٥.