تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٣ - شرح آيات
- هر چند كه اينها از خواستههاى ايشان است- بلكه محرك حقيقى ايشان براى عبادت، معرفت يقينى و ژرفى است كه به پروردگارشان- عزّ و جلّ- پيدا كردهاند، و او را اهل و شايسته پرستيدن يافتهاند و به اين جهت او را مىپرستند، و امير المؤمنين (ع) گفت: «پس عبادت آزادگان اين چنين است، و اين بالاترين عبادت است»، و زين العابدين (ع) گفت: «من از آن اكراه دارم كه خدا را بپرستم و هدفى جز پاداش او نداشته باشم و چون بنده طمع و طمعكار باشم كه اگر طمعى داشته باشد به كار برمىخيزد و گر نه به عمل برنمىخيزد، و از آن بيزارم كه تنها از ترس عقاب او به عبادت او بپردازم و همچون بنده بد و نافرمانى شوم كه اگر نترسد به كار برنمىخيزد» ... گفته شد كه: پس براى چه او را مىپرستى؟! و او گفت
«بدان سبب كه او شايسته آن است به سبب دستى كه بر من دارد و به سبب نعمتهايش»، [٨٩] و امام رضا (ع) درباره تأثير اين روش در عبادت مىگويد: «اگر خدا مردمان را به بهشت و آتش نمىترساند، بر آنان واجب بود كه از او اطاعت كنند و به نافرمانى نپردازند، به سبب تفضلى كه نسبت به آنان دارد و احسانى كه به ايشان مىكند، و به سبب انعام او بر ايشان كه استحقاق او را نداشتهاند». [٩٠] امام صادق (ع) به محركهاى حقيقى براى رفتار اين گروه اشاره مىكند و آن را علم و معرفت مىداند و مىگويد: «هر كس بداند كه خداى عزّ و جلّ او را مىبيند، و آنچه را كه مىگويد مىشنود و از كارهاى بد و نيكى كه مىكند با خبر است، همين دانستن او را از پرداختن به كارهاى زشت بازمىدارد و او آن كس است كه از جايگاه پروردگارش بيمناك است و نفس خويش را از پيروى هوى باز مىدارد». [٩١] حتى اگر اين گونه كسان از آتش بترسند يا در بهشت طمع بندند، براى خود آنها نيست، بلكه بدان سبب است كه اولى آنان را از خدا دور مىكند، و دومى آنان را به مقام او تعالى نزديك مىكند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ. و امام
[٨٩] - بحار الانوار، ج ٧١، ص ١٧٤.
[٩٠] - همان كتاب، ص ٢١٠.
[٩١] - اصول كافى، ج ٣، ص ١٢٦.