تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥١ - شرح آيات
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ «اين است آن جهنمى كه مجرمان آن را دروغ مىپنداشتند.» پس با چشم يقين آن را مىبينند، و بعد از تكذيب دراز به قبول و تصديق آن مىپردازند، ولى اعتراف در اين هنگام هيچ سودى براى ايشان ندارد. اگر انسان از خطر پيش از وقوع آن آگاهى حاصل كند، و فرصتى براى نجات باقى باشد، اين علم و آگاهى براى او سودمند واقع مىشود، ولى آنان آياتى را تكذيب كردند كه بر اين حق دلالت مىكرد، پس به صورت سوخت و هيمه جهنم درآمدند، و اكنون آنان را مىبينيم كه ميان آتش و آب جوش در حركتاند.
يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ «گردش مىكنند ميان آن آتش و آب گرم جوشان.» آن يعنى به حد خود از گرمى رسيده، و مجرمان در طوافى دائم به سر مىبرند، و فرشتگان آنان را ميان جهنم آتش و سيالهاى جوشان در درجات بالاى حرارت مىرانند، و مجرم به آتش مىسوزد و مايعات جسم خود را از دست مىدهد، و در صدد آشاميدن آب برمىآيد و چون آن را مىيابد مىبيند كه جوشان است، و اين است حال نعمت در آن صورت كه آدمى در آن افراط ورزد و آن را مورد تكذيب قرار دهد و آن را مشركانه به جز خدا نسبت دهد، يا آن را در معصيت به كار برد و حق سپاسگزارى از آن را ادا نكند، و آنچه بر ما لازم است تصديق كردن به نعمتهاى خداوند رحمان است و گزاردن واجباتى كه در برابر آنها داريم. آنها رحمت خدايند، پس يا بايد به صورت نقمتى درآوريم، يا به صورت رحمتى بزرگتر و گستردهتر كه در دنيا رشد مىكند و در آخرت چند برابر آن را دريافت كنيم.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ.
/ ٣٤٠ [٤٦- ٤٧] و در پايان سياق با ما از جزاى كسانى سخن مىگويد كه پروردگارشان را، چنان كه شايسته شناخت او است، شناختند و دانستند كه او رحمن است و آلاء او را تصديق كردند، و قلبا آرزومند رحمت او شدند، و عملا براى دست يافتن به آن تلاش كردند، پس درهاى آن را در بهشتى بر روى آنان