تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - شرح آيات
يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ* قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ* قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ «اى قوم! دخترانم براى شما پاكترند، پس از خدا بترسيد و در برابر مهمانانم مرا خوار مسازيد، مگر در ميان شما يك مرد عاقل وجود ندارد؟* گفتند: تو مىدانى كه ما را در دختران تو حقّى نيست، و مىدانى كه ما چه مىخواهيم* گفت: كاش زورم به شما مىرسيد، يا مىتوانستم به پايگاهى سخت پناه برم». [٤٩] او خواست در ابتدا به اصلاح ايشان بپردازد و براى درمان انحرافشان آنان را متوجه جنس مخالف سازد، و از گرفتارى در خصوص مهمانان نجات يابد، و سپس آنان را به بهره گرفتن از قوه و زور تهديد كرد «پس جبرييل با صداى بلند به او گفت: اى لوط! بگذار داخل شوند، و چون به درون آمدند جبرييل (ع) با انگشت خود به آنان اشاره كرد و چشمانشان كور شد». [٥٠] فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ «پس ديد را از چشمانشان گرفتيم، پس بچشيد عذاب مرا و چيزهايى را كه از آنها به شما بيم داده بودم.» گفتهاند كه طمس گرفته شدن بينايى از چشم با وجود باقى ماندن آن به حال طبيعى در صورت است، و به قولى كنده شدن چشم از جاى خود است، و آنچه شايستهتر به نظر مىرسد از بين رفتن ديد و پنهان شدن نشانههاى ظاهرى چشم است، و در آن هنگام كه خدا عذاب بر ايشان نازل كرد، امكان آن هست كه قدرت آنان براى احساس عذاب به منتهى درجه بالا رفته باشد تا عذاب را به بهترين صورت احساس كنند، چه عذابى كه صاحب آن همچون عذاب آن را نچشد چه ارزشى خواهد داشت؟
[٣٨- ٤٠] اين كورى موقتى عذابى زودگذر بود، اما عذاب شديدتر و دايمى كه با عذاب مقيم در آخرت اتصال پيدا مىكند، اول روز به ايشان رسيد.
[٤٩] - هود/ ٧٨ تا ٨٠.
[٥٠] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٨٥.