تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - شرح آيات
شير او را مىدوشيدند و از كوچك و بزرگ در آن روز به جاى آب از شير او بهرهمند مىشدند، و چون فردا مىشد آنان از آب مىنوشيدند و ماده شتر محروم از آب بود، و تا آن اندازه مدت را كه خدا خواست به همين حال گذراندند، و سپس به گردنكشى در برابر خدا پرداختند، و به يكديگر مىگفتند: شتر را پى كنيم و از گرفتارى آب خلاص شويم، و آن گاه گفتند: به هر كس كه طالب انجام دادن اين عمل شود، هر چه بخواهد خواهيم داد. پس مردى بود حرامزاده كه پدر معلوم نداشت، و به او قدّار مىگفتند و از اشقيا و بد نهادان بود و او را شوم مىشمردند، داوطلب اين كار شد، و قرار دادن جايزهاى به او پس از اتمام عمل گذاشتند، و او بر سر راه بازگشتن شتر از آبشخور قرار گرفت و چون شتر به او رسيد ضربه شمشيرى به آن زد كه كارى نيفتاد و سپس با ضربه ديگرى آن را كشت كه فورى بر زمين افتاد، و بچهاش كه همراه داشت گريخت و چون به كوه رسيد سر به آسمان بلند كرد و سه بار بانگ برآورد، و قوم صالح فرا رسيدند و هيچ كس نماند مگر آن كه ضربهاى بر ماده شتر زد و آن گاه گوشت آن را ميان خود تقسيم كردند و همگان از كوچك و بزرگ از آن خوردند، و چون صالح با خبر شد به نزد ايشان رفت و گفت كه چه چيز شما را بر اين كار واداشت كه نافرمانى پروردگار خود كنيد؟ پس خداوند تبارك و تعالى به صالح (ع) وحى فرستاد كه: قوم تو طغيان كردند و به ستم پرداختند و شترى را كه خدا همچون حجتى بر ايشان فرستاده بود كشتند، در صورتى كه از او زيانى به ايشان نمىرسيد و براى ايشان بزرگترين منفعت را داشت، پس به ايشان بگو كه: من پس از سه روز عذاب بر ايشان فرو خواهم فرستاد، پس اگر توبه كنند و بازگردند توبه ايشان را مىپذيرم و از عذابشان منصرف مىشوم، و اگر توبه نكنند و بازنگردند، عذاب ايشان را در روز سوم خواهم فرستاد، پس صالح (ع) به نزد ايشان آمد و گفت: اى قوم! من/ ٢٤٧ فرستاده پروردگار شما به سوى شمايم، و او به شما مىگويد
اگر توبه كنيد و بازگرديد و آمرزش خواهيد، توبهتان را مىپذيرم، و چون اين را به ايشان گفت، سخت به گردنكشى پرداختند و گفتند
يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ اى صالح! اگر راست مىگويى،