تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٣ - شرح آيات
امام صادق (ع) گفت: «چون خدا اراده آن كرد كه قوم نوح را هلاك كند (و پس از گرفتارى دراز، گفت:) پس همسر نوح در آن هنگام كه آب ناگهان از زمين جوشيد فرياد كشيد و نوح به كنار تنّور (محل جوشيدن آب) آمد و بر آن گلى نهاد و آن را مهر كرد تا همه جانوران در كشتى جمع شدند، و آن گاه به خانه بازگشت و مهر از سر تنور برگرفت،/ ٢٢٤ و گل را از روى آن برداشت، و خورشيد گرفت، و آب از آسمان آغاز به فرو ريختن كرد، و زمين شكافت و از آن چشمهها بيرون زد»، [٢٢] و تاريخ حكايت از آن مىكند كه روزى سطح زمين را آب فرا گرفت، و محققان در اين باره به وجود آثار جانوران دريايى صدفها و سنگوارههاى ماهيان موجود در هر جا حتى بر سر كوهها استناد مىكنند، ولى تحليل تاريخى با آنچه در قرآن آمده است اختلاف دارد، چه آن تحليل مادّى محض است، و على رغم عدم مطابقت كامل آن به اعتقاد ما كه در آن قضيه صورت علمى مجرد از هر موعظه و عبرت پيدا مىكند، صاحبان نظريه در اين زمينه، مثلا، طوفان را به آن توجيه مىكنند كه بر حسب تصادف پيدا شده، و پيدايش آن بر اثر بادهاى سردى بوده است كه سبب پيدا شدن كوههايى عظيم از يخ شده، و سپس انفجارى در خورشيد سبب بالا رفتن درجه حرارت و آب شدن برفها و كوههاى يخى در زمين و به راه افتادن سيلهاى عظيم و زير آب رفتن سطح زمين بوده است. و قرآن مىگويد: هرگز چنين نبوده ...
تصادف در آن دخلى نداشته، بلكه به تقدير حكيمانه الاهى بوده كه ما آثار را بر اين نمود جهانى خارق العاده مشاهده مىكنيم كه خدا نوح را از آن آگاه كرد، و در آن حتى يك مؤمن در آب غرق نشد، و يك كافر نجات پيدا نكرد، پس آيا اين را مىشود گفت كه تصادف بوده است؟! فَالْتَقَى الْماءُ «پس آبها به هم رسيدند.» يعنى آب فروريزه از آسمان و آب جوشنده از زمين.
عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ «بنا بر آنچه مقدّر شده بود.»
[٢٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ١٧٨.