تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٢ - شرح آيات
نمىكرد، از زجر ايشان به صورت روانى آسيب مىديد، يا قربانى آن مىشد، به همان گونه كه دليل بر آن است كه نوح- عليه السلام- به حد نوميدى از ايمان آوردن قوم خويش رسيده بود. و رازى گفته است: رسول به چنين دعايى، تا آن زمان كه احتمال ايمانى از قوم خود مىداشت، نپرداخت، و پروردگارش دعاى او را مستجاب كرد، و آسمان را به حال فرو ريختن آب بر سر ايشان واداشت، و چشمههاى زمين را به فوران برانگيخت، و از اين راه پيامبرش پيروز شد و كافران به هلاكت رسيدند.
با نظرى كلى و دقيق به داستانى كه قرآن آن را در سه فصل عرضه داشته است، در فصل اول از رنجهايى ياد مىكند كه نوح از قوم خود ديد و چشيد، و در فصل دوم سخن از دعايى است كه خلاصه ايستار او را نسبت به ايشان به ما عرضه مىكند، و فصل سوم اختصاص به عذاب خدا دارد كه بر آن گروه كافران نازل شد، به اين حقيقت مهم توجه پيدا مىكنيم كه دعاى مؤمنان براى رسيدن به پيروزى به اجابت نمىرسد مگر در آن زمان كه در راه خدا به حركت و فعاليت برخاسته باشند، و تمام تواناييهاى ممكن معنوى و مادّى خويش را براى رسيدن به پيروزى به كار گرفته باشند.
خدا بر آن قادر بود كه در اولين لحظه تكذيب قوم نوح به رسالت وى به يارى او برخيزد، ولى نوح را نسلى پس از نسل ديگر به حال خود واگذاشت (٩٥٠ سال) تا مردمان را دعوت كند و رنگهاى گوناگون آزار و ابتلا را متحمل شود، پس به او وعده نصر و پيروزى مىداد و رسيدن آن تأخير پيدا مىكرد، و اين همه براى آن بود كه حجت بر مردمان تمام شود.
در سوره نوح توجه مفصل به دعاى نوح (ع) عمق آزار و رنجى را كه او تحمل كرده بود، براى ما آشكار مىسازد، و بسيارى از انديشههاى گذشته را در روشنى قرار مىدهد، ولى در اين جا به اختصار مىپردازد و به آنچه در جاهاى ديگر قرآن در اين خصوص آمده اعتماد مىكند و مىگويد
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ* وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً «پس گشوديم درهاى آسمان را با آبى فرو ريزنده* و شكافتيم زمين را با چشمهها.»