تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - شرح آيات
طواف كردن بر گرد آن مىروند، ما نيز اين خدا را داريم، و طائفه ثقيف كه ساكنان طائف بودند/ ١٦١ نسبت به او احترام و تقديس مىكردند، و اما عزّى را تأنيث عزيز مىدانستند كه درختى قرار گرفته بر سر راه طائف به مكه بود و آن را تقديس مىكردند و مىپرستيدند، و درباره منات گفتهاند آن در فاصله ميان مكه و مدينه جاى داشت (و شايد تعبير ما را به انديشه امنيّت، و آرزو متوجه سازد) و دو قبيله أوس و خزرج و قبايل ديگرى جز اينها به زيارت آن مىرفتند و بر گرد آن طواف مىكردند، و شايد در محل قرار گرفتن آن هنگام رفتن به مكه مكرمه براى انجام دادن اعمال حج محرم مىشدند.
مشركان، بدون داشتن برهانى قاطع، اين بتان را مىپرستيدند، و از روى هواى نفس سخن مىگفتند و از پندار پيروى مىكردند، ولى پيامبر (ص) بر امر خويش بصيرت داشت، و به راهنمايى پروردگارش عمل مىكرد. او از طريق وحيى كه از جانب خدا به او مىرسيد به او ايمان آورد، و اين وحى چندان از لحاظ دلالت و حجيّت نيرومند بود كه خدا را در آن مىديد، به همان گونه كه در مشاهدات معراج از او ديدار كرد.
[٢١- ٢٢] و شايد مشركان به اين معتقد بودند كه اين بتان نمادهايى از فرشتگان در آسمانند، و آنها را بدان سبب تقديس مىكردند كه وسيله نزديكى ايشان به آن فرشتگان بوده باشند، تا اين فرشتگان به نوبه خود شفيعان آنان در نزد خدا شوند، چنان كه مىگفتند ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى «آنها را نمىپرستيم مگر براى آن كه ما را به خدا نزديك كنند». [٣٧] و چون جاهلان چنان مىپنداشتند كه فرشتگان به صورت زنانند، اين بتان را نيز به نامهاى مؤنث مىخواندند و به خداى عزّ و جلّ نسبتشان مىدادند، و قرآن اين انتساب را كه بر هيچ پايهاى از علم و حق نيست منكر مىشمارد.
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى «آيا شما را است نرينه و او را مادينه.»
[٣٧] - الزّمر/ ٣.