تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥١ - شرح آيات
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى «ديده نلغزيد و سركشى نكرد.»/ ١٥٥ زيغ به معنى انحراف است، و خداى تعالى گفت فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ [٣٣] يعنى چون از حق منحرف شدند، و گفت رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا [٣٤] يعنى آن را از حق منحرف مكن، و گفت فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ- يعنى انحرافى- فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ، [٣٥] ولى زيغ بصر در اين جا منحرف شدن آن بر ترس است كه در اين آيه ديگر هم به همين معنى است إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا. [٣٦] اما طغيان زيادتى سلبى و منفى در چيزى است و از آن جمله است طغيان حاكم كه در ظلم مبالغه كند، و طغيان نهر كه آب از سر آن بيرون ريزد، و طغيان چشم كه شخص چيزى را بزرگتر از اندازه عادى ببيند، و چشم پيامبر (ص) زيغ و انحراف پيدا نكرد بلكه مطمئن بود و ديد خود را براى ديدن حقيقت بدون انحراف آن، به سبب اين كه خدا به او ثبات بخشيده بود، با خود همراه داشت، و بنا بر اين چشم او همه چيزها را در معراج درست ديده بود.
[١٨] آياتى كه ديده بود عملا بزرگ بود.
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى «آيات بزرگى از پروردگارش را ديد.» همچون سدرة المنتهى كه برگى از آن همه دنيا را مىپوشاند، و بر آن فرشتهاى ايستاده بود و پيوسته تسبيح خدا مىكرد، و همچون نور خدا كه در نزديكى آن براى رسول اللَّه (ص) تجلّى پيدا كرد، و بدين گونه است همه آيات و نشانههاى ديگرى كه در احاديث اسراء و معراج آمده است، چيزى كه هست بزرگى در آيات تنها به معنى بزرگى در حجم نيست، بلكه پيش از آن به بزرگى در دلالت بر حق
[٣٣] - الصف/ ٥.
[٣٤] - آل عمران/ ٨.
[٣٥] - آل عمران/ ٧.
[٣٦] - الأحزاب/ ١٠.