تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - شرح آيات
و چون رسول رسالت خود را از صاحب اين دو صفت كه دانا و حكيم است دريافت داشته، پس با تأييد و علم الاهى تكامل پيدا كرده است.
فاستوى «پس استوار است.» در آيه گفتههاى چندى است: بيشتر مفسران گفتهاند كه آن كس كه رسول اللَّه را تعليم مىداد جبرييل بود كه سخت نيرومند و ذو مره و استوار بود.
در كلمه «ذو مرة» بعضى گفتهاند كه: معناى آن صاحب قوت است، و ديگران آن را صاحب عقل دانستهاند، و به قولى: صاحب خلق نيكو، و اما درباره استواء، بعضى گفتهاند كه معناى آن استواى جبرييل و رسول است، و به گفته ديگر استوا به رسول مربوط مىشود، و بعضى گفتهاند كه: خدا بر عرش قدرت استوا پيدا كرد.
و شايد تفسيرى كه پيشتر اختيار كرديم نزديكتر باشد، بدان سبب كه سياق از جبرييل سخن نگفته است، و ديگر اين كه استوايى كه سياق به آن اهتمام دارد پيوسته به رسول است، چه از رسول سخن مىگويد نه از آن كه به او تعليم داد.
[٧- ٩] و با همين اتصال نيز محمد (ص) با روح خود از لحاظ پاكى و معرفت و نزديكى به خدا به بالاترين افق حق رسيد و سرور بهترين آفريدگان خدا يعنى پيغمبران (عليهم السلام) شد،/ ١٤٨ و معراج او به سوى خدا در آن سفر معروف تجسمى از اين برترى بود.
پيامبر بزرگوار (صلّى اللَّه عليه و آله) وحى را گاه به ميانجيگرى جبرييل، و زمانى به صورت مستقيم دريافت مىكرد، و شايد بزرگترين ساعات برخورد او در آن هنگام بود كه پروردگارش او را به مقامى بالا برد كه رفيق او جبرييل به وى گفت
«برجاى خود توقف كن اى محمد، چه بر جايى ايستادهاى كه پيش از تو هيچ فرشته و هيچ پيغمبرى بر آن نايستاده بوده است» و چنان بود كه ميان او و پروردگارش واسطهاى وجود نداشت، و از لحاظ مكانى به خدا تقرب پيدا كرد، چنان كه امام صادق (ع) گفته است: «ميان ايشان پردهاى بود كه تكان مىخورد، پس از مثل سوراخ سوزنى به آنچه خدا مىخواست از نور عظمت او نگاه كرد، پس