تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٨ - شرح آيات
است وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ «و اگر بعضى از گفتهها را به دروغ به ما نسبت مىداد، او را به دست راستش مىگرفتيم و سياهرگ گردنش را قطع مىكرديم»، [٦] و نيز گفت عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ «داناى نهان است، پس آگاه نمىگرداند بر غيب و نهان خود مگر كسى و رسولى را كه بپسندد، و پيش رو و پشت سر او نگهبانى در حركت است، تا بداند كه رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند». [٧] انسان از درون خود در معرض منازعه دو نيرو قرار گرفته است: يكى نور عقل است كه او را به سوى حق راهنمايى مىكند و ديگرى شهوات هواى نفس او است كه رانندگان او به باطلاند، و خدا پيامبر خويش (ص) را چنان تربيت كرده است كه از نفوذ و آثار هواى نفس بر كنار است و به اندازه لحظهاى و سر مويى انحراف حاصل نمىكند.
/ ١٤٤ عقل محض هرگز خطا نمىكند، و به همين سبب اسلام آن را رسول باطنى معرّفى كرده، به همان گونه كه پيامبران رسولان ظاهرى و آشكارند، و به همان گونه عقل حجتى پنهان است در برابر پيامبران كه حجتهاى آشكار و نمايان به شمار مىروند.
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى «و از روى هوى و هوس سخن نمىگويد* و آنچه مىگويد چيزى جز وحيى نيست كه به او مىرسد.» از عمق ادب قرآنى و بلاغت آن است كه تنها به كلمه «وحى» بسنده نمىكند كه گاه ممكن است فعلى از خود انسان باشد، بلكه آن را همراه با فعل مجهول «يوحى» مىآورد كه معلوم شود از جايى ديگر به او رسيده است كه آيه پس از آن حكايت دارد كه وحى كننده خداوند صاحب نيروهاى سخت و عظيم است،
[٦] - الحاقة/ ٤٤ تا ٤٦.
[٧] - الجن/ ٢٦ تا ٢٨.