تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٥ - شرح آيات
نمىبود، وى نه رسول مىشد و نه تذكر دهنده و ياد آورنده.
/ ١١٨ با اين دو دليل ما به آن متوجه مىشويم كه رسول كاهن نيست، چه كاهن و غيبگو آن كس است كه خبر از آينده مىدهد بدون آن كه عقل را برانگيزد، و به اين جهت او را مىبينيم كه يك بار درست پيشبينى مىكند و بارها خطا مىكند، در صورتى كه حتى يك خطا هم در آيات خدا مشاهده نمىكنيم؛ و ديگر اين كه ديوانه نيست، بدان سبب كه آنچه از ديوانه صادر مىشود ارتباطى با عقل ندارد، در صورتى كه رسالت در همه مفرداتش بدون استثنا با عقل سر و كار دارد، و در برنامه آشكار خود براى حركت تنها به يك چيز اعتماد دارد كه همان رسالت و فرستادگى از جانب خدا است، و- حاشا للَّه- مجنون نيست، بدان جهت كه از نقطههاى عزيمت ايمانى و عقلى، و حسابهاى علمى دقيق و حكيمانه برخاسته و به راه افتاده است.
پيغمبر با شجاعت و توكل و اعتماد از ديگران متمايز است، در صورتى كه ديوانه بر هيچ چيز متكى نيست، و رسول از آن جهت شاعر نيست كه عقل را برمىانگيزد، در صورتى كه شاعر كارش انگيختن احساسات و عواطف مطلوب و نامطلوب است، و افزار كارش خيال و مبالغه؛ و سرانجام جادوگر نيست بدان سبب كه جادوگر با خيال مردمان بازى مىكند و چشمان ايشان را گرفتار چشم بندى و جادوگرى خود مىسازد، و هر جا كه برود رستگار نمىشود؛ آيا هيچ ديده يا شنيدهاى كه جادوگرى رهبر يك ملت شود يا تاريخ بسازد يا حتى ثروتى فراوان به دست آورد يا جاه و مقام بالايى به دست آورد؟ هرگز ... از آن جهت كه جادوگر در حقايق حيات زندگى نمىكند تا آنها را به مصلحت خويش مسخّر مصلحت يا قضيه خويش سازد، بلكه در جادوى خود با آرزوها و گمانها در گردش است، اين از يك لحاظ، و از لحاظ ديگر، تهمتهاى نسبت داده شده به پيامبر (ص) با اين امر مواجه مىشود كه آن كسان كه پيامبر را چون ايشان خوانده بودند، بر نيروهايى تكيه داشتند كه در نزد خود اعراب مشروع به نظر نمىرسيد، چه كاهن بر آن اعتماد دارد كه، بنا بر حدس، با شياطين در ارتباط است، و ديوانه كسى است كه مسخّر جنّيان شده و