تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - شرح آيات
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ «و بعضى از آنان پرسشكنان روى به بعضى ديگر مىكنند.» از حال آنان در دنيا پرسش مىكنند، و صفت مشاوره در ميان افراد مؤمن از صفات تمدنى است و اين امر در آخرت دنباله و ادامه وضعى است كه در دنيا داشتهاند و اين مشاوره ميانشان رايج بوده است، و به همين سبب رو به يكديگر مىكنند، و بر عكس اين است حالت پراكندگى و پشت به يكديگر كردن كه از نشانههاى عقب ماندگى ملتها و مجتمعها است.
قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ «گفتند كه: ما پيش از اين در ميان كسانمان ترسان بوديم.» ترس از خدا چيزى است كه انسان را از زندگى هزل و لهو و لعب به زندگى همراه با تلاش/ ١١٢ و كوشش و تحمل رنج منتقل مىكند، و تخم تقوا را در قلب او مىكارد، و به همين سبب او را به اجراى حق با عزمى راسخ برمىانگيزد. و آن نيروى محرّكى براى آن است كه او را پيوسته براى عملى كردن صحيح برنامههاى وحى به كار وامىدارد، و چون ترس از نيروهاى ديگر و مغرور شدن به خود به عمل و خواستار شدن راحت و فشار شهوت و چيزهاى ديگر مشابه با اينها همه از قيودى است كه آدمى را اسير خود مىكند و او را از كوشش و تسليم شدن به خدا بازمىدارد، ترس از خدا او را از همه اين قيدها آزاد مىكند.
گاه مقابل كلمه «المشفقين ترسندگان» كه در اين آيه آمده، كلمه «مسرور» است كه در اين آيه ديده مىشود وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ* فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً* وَ يَصْلى سَعِيراً* إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً»، [٤٢] كه به معنى خوشحالى همراه با تكبّر است و خدا شخص متكبّر و خودخواه را دوست ندارد، بدان سبب كه اين گونه سرور (همراه با بى مبالاتى) سعى و تلاش شخص را از راه خود خارج مىكند يا به صورت كامل او را از كوشش و تلاش براى تقرب به
[٤٢] - الانشقاق/ ١٠ تا ١٣.