توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٦ - مثال ديگر
[ جائنى زيد نفسه].
ولى اين پندار مردود است زيرا:
اوّلا احتياجى به تأويل نبوده بلكه كلمه [وزان] بمعناى [مرتبه] ميباشد ثانيا اصل عدم زيادى است.
قوله: او تأكيدا لفظيّا: معطوف است بر [تأكيدا معنويّا] و وجه منع عطف آن است كه تأكيد با مؤكد مجموعا مثل شئ واحدى هستند
مؤلف گويد:
مقصود از [تأكيد لفظى] در اينجا، تأكيد لفظى به اصطلاح ارباب ادب كه تكرار لفظ است نمىباشد بلكه مراد اينست كه بين معناى مؤكّد (بصيغه اسم فاعل) و مؤكد (بصيغه اسم مفعول) اتّحاد و اتّفاق باشد به خلاف تأكيد معنوى كه در آن بين معناى ايندو تخالف مىباشد.
قوله: اى هو هدى للمتقين: شارح با تقدير كلمه [هو] اشاره نموده به اينكه اين مثال در صورتى شاهد بحث ما است كه [هدى] را در آن خبر براى مبتداء محذوف فرض كنيم.
قوله: اى الضالين الصائرين الى التقوى: اين عبارت اشاره است به جواب از سئوال و اشكالى باين شرح:
سؤال
هدايت به [ضالّين] متعلق است چه آنكه واضح و روشن است افراد منحرف و گمراه محتاج به هدايت و ارشاد مىباشند نه كسانى كه اهل ورع و تقوى هستند پس نمىتوان [هدايت] را به [متّقين] متعلق دانست چه آنكه تعلق [هدايت] به ايشان از قبيل تحصيل حاصل مىباشد.