توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٩ - جمله حاليه و برخى از احكام آن
باشد چه آنكه ايندو حرف معناى فعل مضارع را به ماضى قلب ميكنند و مصنف براى مضارعى كه با [لم] منفى شده باشد دو مثال آورد يكى با واو و ديگرى بدون آن ولى در منفى به [لمّا] اكتفاء بر مثالى نمود كه در آن واو ذكر گرديده و گويا بر كلامى كه در آن واو ترك شده باشد اطّلاع نيافته ولى در عين حال ترك واو مقتضاى قياس و قاعده مىباشد و سپس مصنّف به امثله مورد بحث اشاره كرده و گفته است:
و مانند فرموده حقتعالى: انى يكون لى غلام و لم يمسسنى بشر ( كجا باشد براى من فرزندى در حاليكه بشرى با من تماس پيدا نكرده است) شاهد در جمله [ و لم يمسسنى بشر ] بوده كه معنا ماضى و منفى بوده رجال واقع شده و با [واو] ذكر شده.
و مانند كلام اقدس الهى: فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء ( پس آن گروه مومنان به نعمت خداوند روى آوردند و بر آنان هيچ رنج و تعبى لازم نيامد).
شاهد در جمله [ لم يمسسهم سوء ] استكه حاليه بوده و با فعل ماضى معنوى آغاز شده و رابطش واو ذكر نشده است.
و نظير فرموده حضرتش: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لم يأتكم مثل الذى خلوا من قبلكم .
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فاستقيما و لا تتبعان : آيه (٨٩) از سوره يس.
قوله: فلا يصح عطفه على الامر قبله: مقصود از [امر] فاستقيما مىباشد.