توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٧ - باب فصل و وصل
اوّلى محل از اعراب داشته باشد و ضمير در [لها] به جمله اوّلى عود ميكند و ضمير در [حكمه] به اعراب برگشته و مقصود اعرابى است كه براى جمله اوّلى مىباشد و حاصل آنكه:
وقتى جملهاى بعد از جمله ديگر بيايد، جمله اوّلى از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه براى آن محلّ از اعراب بوده.
ب: آنكه محلّى از اعراب ندارد.
در فرض اوّل يعنى صورتى كه جمله اوّل محلّ از اعراب دارد اگر قصد اين باشد كه جمله دوّم را با اوّل در حكم مشترك قرار دهيم يعنى همان اعرابى كه براى اوّلى است براى دوّمى نيز ثابت كنيم مثلا اگر اوّلى خبر مبتداء يا حال و يا صفت و يا امثال اين امور واقع شده بخواهيم جمله دوّم را نيز واجد همين اعرابات قرار دهيم لازم است كه جمله دوّم را به اوّلى عطف كرده تا بواسطه آن بر تشريكى كه ذكر شد دلالت حاصل گردد همانطورى كه در مفرد امر چنين است چه آنكه وقتى بخواهيم مفردى را با مفرد قبل از خودش در حكم و اعراب مشترك قرار داده و همانطوريكه آن فاعل يا مفعول و يا شبيه ايندو است دوّمى را نيز مانند آن قرار دهيم لازم است مفرد دوّمى را به اوّلى عطف كنيم.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: بدء بذكر الفصل: ضمير در [بدء] به مصنف راجع است يعنى مصنف در عنوان بحث ابتداء فصل را ذكر نمود و گفت: الفصل و الوصل.