توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٧ - اقسام استيناف
ترديد جواب خالى از ذكر آن است و اساسا وجهى ندارد در اينفرض مشتمل بر آن باشد چنانچه در آيه شريفه [ قالوا سلاما، قال سلام ] و نيز قول شاعر: زعم العواذل الخ اينطور بود يعنى كلام از ذكر سبب خالى مىباشد پس معنا ندارد استيناف مبتنى بر صفت را بملاحظه اشتمالش بر علت و سبب حكم بليغتر بدانيم بلكه چون سئوال در اين قسم از سبب حكم است ناچار جمله مستأنفه بايد مشتمل بر آن باشد ولى در استينافى كه بواسطه اعاده اسم صورت مىگيرد سئوال از سبب چون نمىباشد نبايد در جمله مستأنفه بيانى راجع به سبب و علت حكم بشود، بنابراين نبايد اشتمال بر سبب موجب ابلغيت قسم دوّم بر قسم اوّل باشد.
سپس مىگويد:
وجه استخلاص و رها شدن از اين اشكال را در شرح يعنى مطوّل ذكر نمودهام طالبين مىتوانند به آن كتاب مراجعه نمايند.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و اصل الكلام: يعنى اصل قول مصنف كه گفته: باعادة اسم ما استونف عنه.
ما استونف عنه الحديث مىباشد.
قوله: فحذف المفعول: مقصود از مفعول، نائب فاعل يعنى [الحديث] مىباشد.
قوله: و نزل الفعل: مقصود [استونف] مىباشد.
قوله: منزلة اللازم: يعنى بجاى فعل لازم استعمال شده است زيرا از مفعول صريح در آن قطع نظر شده و با مفعول مع الواسطه يعنى