توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٨ - دلالت نفى بر استمرار
و پس از (فلانّ [لمّا] للاستغراق) مىافزايد:
يعنى كلمه [لمّا] براى امتداد نفى است از زمان انتفاء تا زمان تكلّم و ضمير در [غيرها] به [لمّا] راجع است.
و مثال غير [لمّا] لم و ما مىباشد.
و دنبال [لانتفاء متقدم] مىگويد:
يعنى انتفائى كه بر زمان تكلّم مقدّم است.
و بعد از [مع انّ الاصل استمراره] مىگويد:
يعنى اصل مقتضى است كه آن انتفاء استمرار داشته تا قرينهاى بر انقطاعش ظاهر گردد چنانچه در قول ما كه مىگوئيم: لم يضرب زيد امس لكنّه ضرب اليوم (زيد ديروز نزده ولى امروز زده است).
نفى ضرب بوسيله [لكنّه ضرب اليوم] منقطع گرديده.
و پس از [فيحصل به] مىگويد:
ضمير در [به] يا به استمرار النفى برگشته و يا به [انّ الاصل فيه الاستمرار] راجع مىباشد و ضمير در [الدلالة عليها] به مقارنت عود كرده و مقصود از [الاطلاق] در عبارت [عند الاطلاق] ترك تقييد بچيزى است كه بر انقطاع انتفاء دلالت دارد.
و سپس در دنباله [بخلاف المثبت، فان وضع الفعل على افادة التّجدّد] مىگويد:
اصل در فعل مثبت آن است كه افاده تجدد و حصول نموده بدون اينكه استمرار در آن ملاحظه شده باشد لذا وقتى بگوئيد: (ضرب) در صدق آن وقوع زدن در جزئى از اجزاء زمان ماضى كفايت مىكند ولى وقتى بگوئيد: (ما ضرب) مفيد استغراق نفى نسبت بجميع اجزاء زمان