توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٦ - جامع بين دو شيئ
است مثال آورد مانند:
ابيض و اسود و مؤمن و كافر.
و يا جامع وهمى بين متعاطفين شبه تضاد مىباشد همچون معنائى كه بين سماء و ارض، اول و ثانى وجود دارد چه آنكه وهم ايندو را به منزله تضايف قرار مىدهد و بخاطر همين است كه شما ضد را با ضدّ خودش بخاطر نزديكتر مىيابيد.
و يا جامع بين متعاطفين خيالى است.
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني ؛ ج٣ ؛ ص٥٤٦
مقصود از آن اينست كه بين تصور متعاطفين در خيال تقارن بوده و بر عطف سابق باشد.
شارح گويد:
و آنچه به امور و معانى مذكور متصف است نظير اسود كه ذات متصف به سواد بوده و ابيض كه متصف به بياض را گويند و مؤمن شخص موصوف به ايمان را خوانند و كافر كسى كه بكفر متلبّس است مىباشد و نيز امثال اين كلمات چه آنكه دو ذات موصوف به اين اوصاف را باعتبار اشتمالشان بر دو وصف متضاد، متضادين خوانند.
سپس در دنبال [او شبه تضاد كالسماء و الارض] مىگويد:
اين مثال مثال شبه تضاد در محسوسات مىباشد چه آنكه [سماء] و [ارض] هردو امرى وجودى بوده كه يكى از آندو در نهايت ارتفاع و بلندى بوده و ديگرى در غايت انحطاط واقعست و همين معناى شبه تضاد مىباشد و بايد توجه داشت كه ايندو با هم متضادين نيستند زيرا تواردشان بر محل نبوده تا تعريف متضادين بر آنها صادق باشد و وجه عدم تواردشان بر محل اينست كه ايندو از اجسام بوده نه اعراض و در