توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٧ - وجه جامع وهمى بودن تضاد و شبه آن
محلش مقرر است كه اجسام محتاج به محل نيستند برخلاف اعراض كه تحققشان در خارج بايد در ضمن محل باشد و نيز سماء و ارض از قبيل اسود و ابيض نبوده زيرا دو وصف متضاد داخل در مفهوم ايندو نميباشند
و بعد از [و الاوّل و الثّانى] مىگويد:
اين مثال شاهد است براى اشيائى كه اعم از محسوس و معقول مى باشند چه آنكه [اوّل] آنست كه سابق بر غير خودش بوده و غيرى بر آن سبقت نگرفته باشد و [ثانى] آنست كه تنها مسبوق به واحد باشد از اينرو ايندو به متضادين شباهت پيدا كردهاند و جهتش آنست كه مشتمل بر دو وصفى هستند كه اجتماع آندو ممكن نمىباشد.
و اما اينكه چرا [اوّل] و [ثانى] مثال براى متضادين قرار داده نشدهاند و همچون [اسود] و [ابيض] در زمره امثله متضادين ذكره نشدهاند جهتش آن است كه:
در متضادين شرط است بينشان نهايت خلاف باشد در حاليكه واضح و روشن است مخالفت ثالث و رابع و غير ايندو يعنى خامس و سادس و ديگر مراتب بعدى با [اوّل] بيش از مخالفت ثانى با آن ميباشد مضافا به آنكه در مفهوم اول معناى عدمى اعتبار شده لاجرم نمىتوان آنرا امر وجودى دانست تا با ثانى ضد باشد.
وجه جامع وهمى بودن تضاد و شبه آن
سپس شارح گويد:
وجه اينكه تضاد و شبه آن جامع وهمى مىباشند آن استكه وهم اين