توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٥ - استعمال ادات استفهام در غير استفهام
زدهاى) كه شاهد است براى گرفتن اقرار به مفعول.
و بر همين قياس است امثله و شواهد ديگر.
سپس مىگويد:
و گاهى تقرير را بمعناى تحقيق و تثبيت اخذ مىكنند چنانچه ميگويند أضربت زيدا يعنى شما زيد را البته و حتما زدهايد.
و سپس در ذيل [ اغير اللّه تدعون ] مىگويد:
در اين مثال امور مورد انكار يعنى [غير اللّه] پهلوى همزه واقع شده چه آنكه در انكار نيز همچون تقرير مطلب و معناى مورد انكار لازم است پهلوى همزه استفهام واقع شود چنانچه در قول شاعر فعل پهلوى آن واقع گرديده:
أيقتلنى و المشرفى مضاجعى.
و نيز در فرموده حقتعالى فاعل پهلوى آن قرار گرفته: أهم يقسمون رحمه ربك.
و مفعول در فرموده ديگر حقتعالى پس از آن واقع شده: اغير اللّه أتخذ وليّا
و اما غير همزه از ساير ادات استفهام پس هم براى انكار آمده و هم در تقرير استعمال مىگردند ولى اين تفاصيل و جزئياتى كه در همزه بيان داشتيم در آنها جارى نمىباشد چنانچه از نظر كثرت استعمال مانند همزه نمىباشند فلذا از آنها در اينجا بحث نشده است.
سپس در ذيل قول مصنف كه گفته است [و منه] مىگويد:
يعنى و از امثلهاى كه همزه در آن براى انكار مىباشد آيه شريفه:
اليس اللّه بكاف عبده مىباشد كه بواسطه همزه كافى نبودن حقتعالى