توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٥ - شرط مقبول بودن عطف با ادات عاطفه
و روشن است ولى در غير آن امر چندان روشن و ظاهر نبوده و و در افاده واو معناى اشتراك را خفاء و اشكال مىباشد و همين خفاء سبب شده كه باب فصل و وصل صعب و مشكل بنظر آيد حتى كار به مرحلهاى رسيده كه حضرات بلاغت را منحصر در معرفت به باب فصل و وصل نمودهاند.
سپس شارح در ذيل [و الّا] گويد:
يعنى و اگر قصد ايجاد ربط بين جمله دوّم و اوّل بر طبق معناى عاطفى غير از [واو] نباشد امر از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه براى جمله اول حكمى است كه قصد اعطاء آن به جمله دوّم نمىباشد كه در اين فرض البته فصل واجب بوده تا بواسطه وصل و عطف تشريك در حكم كه مقصود نيست لازم نيايد مانند آيه شريفه [ و اذا خلوا الى شياطينهم الخ ].
شاهد در [ اللّه يستهزئ بهم ] است كه به [قالوا] عطف نشده براى اينكه قصد اين نبوده تا جمله دوّم همچون اول اختصاص به ظرف پيدا كند چه آنكه قبلا گذشت و گفتيم تقديم مفعول و امثال آن مانند ظرف و غير ظرف مفيد اختصاص مىباشند حال اگر جمله [ اللّه يستهزئ بهم ] را عطف مىنموديم لازم مىآمد كه استهزاء خداوند اختصاص پيدا كند به حالى كه ايشان با شياطينشان خلوت مىكنند در حاليكه امر چنين نبوده و مقصود اين معنا نيست لذا براى لازم نيامدن چنين معنائى جمله دوم منفصل و بصورت غير معطوف آورده شده.
اشكال
كلمه [اذا] در [ اذا خلوا الى شياطينهم الخ ] شرطيّه است نه ظرفيّه پس از عطف [ اللّه يستهزئ بهم ] به [قالوا] محذور ياد شده لازم نميآيد