توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٥ - اقسام استيناف
احسنت الى زيد، زيد حقيق بالاحسان (يعنى بزيد احسان نمودم، زيد شايسته است به احسان شدن).
ب: جملهاى كه مبتنى بر صفت كسى باشد كه مورد استيناف قرار گرفته نظير:
احسنت الى زيد، صديقك القديم، اهل لذلك (به زيد احسان نمودم، او دوست قديم تو بوده و براى اين معنا اهليّت دارد).
البته استينافى كه مبتنى بر وصف باشد بليغتر مىباشد.
شارح گويد:
ضمير در [ايضا منه] به استيناف راجعست و اين عبارت اشاره است به تقسيم ديگرى براى استيناف.
سپس در ذيل [ما يأتى باعادة اسم ما استؤنف عنه] مىگويد:
يعنى وقع عنه الاستيناف و اصل عبارت [ما استؤنف عنه الحديث] مىباشد سپس مفعول يعنى (الحديث) حذف شده و فعل را به منزله فعل لازم بحساب آورديم.
و مثال استينافى كه بواسطه اعاده اسم [ما استؤنف عنه] باشد مانند مثالى است كه مصنف در متن آورده يعنى: احسنت انت الى زيد، زيد حقيق بالاحسان.
كه در اين مثال جمله [زيد حقيق بالاحسان] مستأنفه بوده و با اعاده اسم زيد صورت گرفته است.
سپس در دنبال [و منه ما يبنى على صفته] مىافزايد:
يعنى صفت كسى كه استيناف از آن حاصل شده بدون اينكه اسم آن اعاده گردد.