توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٩ - ايجاز حذف و موارد آن
قوله: و قيل على الثانى: منظور از تقدير دوّم اينستكه جمله محذوف جزء جمله شرط باشد كه در اينصورت [فاء] وجه تسميهاش به [فصيحه] آنستكه از جمله شرطيّه پرده برداشته و بر آن دلالت مىكند زيرا مطابق گفته اينقائل [فاء] زمانى فصيحه ناميده مىشود كه بر جمله مقدّر شرط دلالت كرده و از آن كشف كند.
مؤلّف گويد:
قائل اينقول زمخشرى در كتاب تفسير كشّاف مىباشد.
قوله: و قيل على التقديرين: يعنى چه جمله مقدّره سببيّة بوده و چه شرط باشد [فاء] را بنام فاء فصيحه خوانند زيرا فاء فصيحه طبق گفته اينقائل آنستكه از وجود محذوف كشف كند اعم از آنكه محذوف سبب بوده يا غير سبب باشد
مؤلّف گويد:
قائل اينقول سيّد شارح مفتاح مىباشد.
قوله: فنعم الماهدون : آيه (٤٨) از سوره والذّاريات
قوله: فى بحث الاستيناف: يعنى بحث استيناف از باب فصل و وصل
قوله: نحو انا انبئكم بتأويله فارسلون : آيه (٤٥) از سوره يوسف
قوله: بل يكتفى بالقرينة: يعنى در منتقل شدن و پىبردن به محذوف به قرينه اكتفاء مىشود اعم از آنكه قرينه مقاليّه بوده يا حاليه باشد
قوله: كما مرّ فى الامثلة سابقة: مثلا در آيه شريفه:
لا يستوى منكم من انفق من قبل الفتح و قاتل
عبارت [و من انفق من بعده] محذوف است كه قرينه مقاليه يعنى من