توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٦ - استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
به هيچ يك از اين آراء تصريح نكردهاند.
پارهاى ديگر گفتهاند: معناى موضوع له امر قدر جامع بين وجوب و ندب و اباحه مىباشد چنانچه فرقهاى ديگر آن را مشترك لفظى بين اين سه قرار دادهاند و تفصيل اين اقوال را بايد در كتب اصول تفحّص نمود
قوله: ان صيغته من المقترنة باللام: يعنى اعم من المقترنة باللّام الخ و مقصود از [مقترنة باللّام] همان امر غائب مىباشد.
قوله: سواء كان اسما: ضمير در [كان] به [ما دلّ على طلب] راجع بوده و مثال اسم همان [رويد] مىباشد.
قوله: او فعلا: مانند اكرم زيدا.
قوله: اى على طريق طلب العلو: از اين تفسير اينطور برميآيد كه كلمه [استعلاء] منصوب بنزع خافض مىباشد.
قوله: و التبادر الى الفهم: يعنى تبادر معنى از لفظ بخاطر فهم و ادراك.
قوله: من اقوى امارات الحقيقة: يعنى امارات حقيقت بودن لفظ در معنا.
قوله: لانه ابلاغ مع التخويف: ضمير در [لانّه] به انذار راجع است.
قوله: و فى الصحاح الخ: يعنى در صحاح اللّغة كه تأليف جوهرى است چنين آمده كه انذار اخص از تهديد است.
و حاصل كلام وى آن است كه:
تهديد از انذار اعم مىباشد زيرا انذار عبارت است از تخويف با دعوت نمودن به چيزى كه شخص را از امر مورد خوف و هراس نجات