توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٢ - صورت ديگر براى انكار فعل
يا وجود پيدا نمىكند مانند: انلزمكموها (آيا وادار كنيم شما را بر آن).
و يا در معناى تهكم استعمال مىگردد همچون: أصلوتك تأمرك ان تترك مخا يعبد آباءنا ( آيا نمازت بتو فرمان داد كه آنچه پدران ما مى پرستيدند رها كنى).
و يا در تحقير آورده مىشود نظير: من هذا؟ (كيست اين).
و يا در تهويل بكار برده مىشود مانند قرائت ابن عباس: و لقد نجينا بنى اسرائيل من العذاب المهين من فرعون ( ما بنى اسرائيل را از عذاب خواركننده نجات داديم، فرعون كيست).
ابن عباس كلمه [من] در [من فرعون] را بفتح ميم يعنى استفهاميّه خوانده است و بخاطر همين است كه پس از آن حقتعالى فرموده: انّه كان عاليا من المسرفين ( او از كسانى بود كه ادعاى بزرگى مىكرد و از اسرافكنندهگان محسوب مىشد).
و يا در استبعاد آورده ميشود مانند: انّى لهم الذكرى و قد جائهم رسول مبين، ثم تولّوا عنه ( كجا است براى ايشان متذكر شدن و حال آنكه رسول خدا كه حق را براى ايشان بيان و آشكار مىكرد نزدشان آمد سپس ايشان از او روى گردانيدند).
شارح گويد:
طبق گفته مصنف براى انكار صورت ديگرى وجود دارد و آن آوردن جملاتى است نظير: أزيدا ضربت ام عمرا براى كسى كه مردد است كداميك از ايندو را زده بدون اينكه به تعلق گرفتن ضرب به غير ايندو اعتقادى داشته باشد لذا وقتى تعلق ضرب به ايندو را انكار نمودى در