توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٩ - شرح«همزه»
شاهد در آنست كه سائل مىداند شيئى در ظرف است لذا سؤالش از نسبت و حصول شيئ در ظرف نبوده بلكه از تعيين آن شيئ ميپرسد.
و مانند طلب تصور مسند در قول شما كه مىگوئيد: أفى الخابية دبسك ام فى الزّق.
يعنى آيا شيره شما در خمره است يا در خيك.
شاهد در آنست كه سائل مىداند شيره در يكى از خمره يا خيك مىباشد لذا سئوالش از تعيين ايندو مىباشد.
لذا چون همزه در طلب تصور نيز استعمال مىشود هيچ قبحى ندارد كه در مقام تصور فاعل بگوئيم:
أزيد قام (آيا زيد ايستاد).
چنانچه استعمال [هل] بجاى [همزه] در اين مثال قبيح بوده و گفتن: هل زيد قام حسنى نداشته بلكه قبح نيز دارد و نيز در طلب تصور مفعول گفتن: أعمرا عرفت حسن است و قبيح نبوده در حالىكه آوردن جمله [هل عمرا عرفت] قبيح مىباشد.
و وجه قبح در اين امثله آن است كه تقديم فاعل و مفعول در كلام مستدعى آنست كه سائل نسبت به نفس فعل تصديق و اعتراف داشته باشد در نتيجه [هل] را براى طلب حصول حاصل بكار برده است چه آنكه [هل] تنها در مورد طلب تصديق بكار مىرود.
شارح گويد:
اين بيان و تقرير در مثال: أعمرا عرفت ظاهر و روشن است نه در مثال (ازيد قام) چنانچه با دقت و تأمل وجه فرق بين ايندو آشكار و ظاهر مىگردد.