توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٦٥ - ايجاز حذف و موارد آن
جواب
مراد وى از « جمله » كلام مستقلى است كه جزء كلام ديگر نباشد و پرواضح است هركدام از شرط و جزاء مستقل نبوده بلكه جزء محسوب مىشوند از اينرو مصنّف بهيچ كدام اطلاق جمله ننموده.
سپس شارح گويد:
بهرصورت جمله محذوف طبق گفته مصنّف گاهى مسبّب است از مسببى كه در كلام ذكر شده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
ليحقّ الحقّ و يبطل الباطل .
اينجمله سببى است كه در كلام ذكر شده و مسبّبش حذف گرديده و تقدير آن چنين است:
فعل ما فعل ليحقّ الحقّ و يبطل الباطل.
يعنى انجام داد آنچه را كه انجام داد بجهت آنكه حقّ را اثبات نموده و باطل را از بين ببرد.
و زمانى محذوف سبب است براى آنچه در كلام ذكر گرديده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فقلنا اضرب بعصاك الحجر، فانفجرت ( پس گفتيم با عصاى خودت به سنگ بزن، پس شكافته ميشود).
اين آيه شريفه در صورتى شاهد ميشود كه تقديرش:
فقلنا اضرب بعصاك الحجر فضربه بها فانفجرت باشد چه آنكه در اين تقدير جمله « فضربه بها» كه سبب است براى « فانفجرت » حذف شده و ممكن