توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٨ - برخى از موارد وقوع اعتراض
و يا بعد از جمله معترضه، جمله ديگرى آورده شده كه از نظر معنا بآن متّصل نيست در نتيجه اعتراض در وسط قرار گيرد.
البته اين اصطلاح در مواضع متعددى از كتاب كشّاف ذكر گرديده است در نتيجه بايد بگوئيم:
اعتراض از نظر اين فرقه آنستكه در اثناء و يا آخر كلام يا بين دو كلام متصل يا غير متصل بمنظور نكتهاى از نكات يك جمله يا بيشتر آورده شده كه هيچ يك محلّى از اعراب نداشته باشند اعم از آنكه نكته مزبور دفع ايهام بوده يا غير آن باشد و طبق اين تفسير اعتراض شامل مطلق تذييل و برخى از صور تكميل ميشود.
امّا شمولش نسبت به تمام صور تذييل بخاطر آنستكه:
واجب است تذييل بواسطه جملهاى تحقّق يابد كه محلّى از اعراب ندارد اگرچه مصنّف آنرا ذكر نكرده است.
و امّا شمولش نسبت به بعضى از صور تكميل جهتش آنستكه:
برخى از صور تكميل بواسطه جملهاى كه محلّى از اعراب ندارند تحقّق مىيابند.
چه آنكه تكميل گاهى بواسطه جمله و زمانى بواسطه غير جمله صورت مىگيرد و نيز جمله تكميليه گاهى داراى اعراب بوده و در پارهاى از اوقات چنين نيست پس برخى از صور تكميل مشمول اعتراض مىباشند.
سپس شارح گويد:
ولى اعتراض با تتميم مباين بوده و هيچيك از صور آنرا شامل نميشود زيرا تتميم بواسطه فضله تحقّق مىيابد و همانطورى كه قبلا گفته شد فضله احتمالا