توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٧ - شرط مقبول بودن عطف با ادات عاطفه
بواسطه واو مىباشد.
قوله: فيما له حكم اعرابى: مانند مفرد و يا جملاتى كه محلّ از اعراب دارند.
قوله: و امّا فى غيره: يعنى و امّا افاده نمودن واو اشتراك را در غير موردى كه حكم اعرابى دارد.
قوله: ففيه خفاء: زيرا قدر مشترك و وجود جامع را موارديكه واجد حكم اعرابى نيست ظاهر و روشن نيست.
قوله: و هو السّبب فى صعوبة باب الفصل و الوصل: ضمير [هو] به خفاء و اشكال راجع است.
قوله: لم يقصد اعطاؤه: يعنى اعطاء حكم.
قوله: و لو سلّم: يعنى بفرض قبول كنيم كه اذاى شرطيّه غير از ظرفيّه بوده و در آيه شريفه شرطيّه است نه ظرفيّه.
قوله: فلا ينافى ما ذكرنا: ضمير در [لا ينافى] بشرطيّه بودن اذا راجع بوده و مقصود از [ما ذكرناه] افاده اختصاص به واسطه تقديم مىباشد.
قوله: لانه اسم معناه الوقت: ضمير در [لانّه] به اذا راجعست و اين عبارت علّت براى [لا ينافى] مىباشد.
قوله: و هو قالوا انّا معكم: ضمير [هو] به عامل راجعست.
قوله: بدلالة المعنى: زيرا مقصود اين نيست كه براى منافقين وقتى است كه در آن با شياطين خود خلوت مىكنند و وقتى خلوت حاصل شد بمقتضاى منافق بودنشان در آن قولى حاصل و ناشى مىگردد غير از آنچه در غير خلوت مىگويند بلكه آنچه را كه در خلوت مىگويند از خارج ميفهميم.