توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٣ - استعمال صيغه امر در غير طلب استعلائى
شاهد در [اعملوا] است كه بصيغه امر بوده ولى در غير معناى طلب استعمال شده چه آنكه ظاهر و روشن است مقصود امر نمودن حقتعالى بهر عملى كه مخاطبين بخواهند نيست بلكه سوق اينكلام دلالت بر تهديد دارد.
ج: تعجيز: يعنى صيغه امر حاكى از عجز مخاطب مىباشد مانند:
فأتوا بسورة من مثله .
چه آنكه مراد طلب و خواستن آوردن سورهاى مثل سورههاى قرآن نيست زيرا اين امر مستحيل و غير ممكن است بلكه مقصود اينست كه از انجام اين كار عاجز و درمانده هستيد.
در اين مثال ظرف يعنى [من مثله] جار و مجرور بوده كه به [فأتوا] متعلق است و ضمير در آن به [عبدنا] راجع ميباشد يا صفت براى [سوره] بوده و ضمير به [ما نزلنا] يا به [عبدنا] برمىگردد.
سؤال
چرا در تقدير اول كه [من مثله] متعلق به [فأتوا] است ضمير آنرا بر [ما نزلنا] ارجاع نداديد.
جواب
زيرا ارجاع ضمير به [ما نزلنا] در اين تقدير مقتضى است كه براى قرآن از حيث بلاغت و علو طبقه مماثلى اثبات كرده باشيم چنانچه ذوق شهادت به اين امر مىدهد چه آنكه تعجيز نسبت به مأتى به ثابت مى باشد پس گويا مثل قرآن امر مسلم و ثابتى است منتهى ايشان عاجز هستند از اينكه سورهاى از آن را بياورند بخلاف آنكه آنرا صفت براى سوره فرض نمائيم زيرا امر مورد عجز سوره مماثل با سور قرآنى است كه به اعتبار انتفاء