توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٦ - استعمال ادات استفهام در غير استفهام
مورد انكار قرار گرفته لاجرم معناى اين عبارت آنستكه: اللّه كاف عبده چه آنكه انكار نفى معنايش نفى نفى است و نفى نفى همان اثبات ميباشد و همين معنا مراد و مقصو كسى است كه گفته:
همزه در اين آيه شريفه براى تقرير يعنى حمل و وادار كردن مخاطب بر اقرار مىباشد يعنى حقتعالى در اين آيه مباركه مخاطبين را بر اين داشته كه به مدخول نفى يعنى كافى بودن او اقرار و اعتراف كند نه بنفس نفى يعنى كافى نبودنش، بنابراين بايد گفت:
واجب نيست تقرير نسبت بحكمى باشد كه همزه بر آن داخل شده بلكه متعلق اقرار همان چيزى است كه مخاطب از آن حكم مىفهمد اعم ا ز آنكه اثبات بوده يا نفى باشد و بر همين معنا استوار است فرموده حق تعالى أانت قلت للناس اتخذونى و امّى الهين من دون اللّه :
يعنى: يا عيسى آيا تو مردم را گفتى كه من و مادرم را دو خداى ديگر غير از خداوند جهانيان اختيار كنيد، پس همزه در اين آيه براى تقرير است يعنى اقرار نمودن حضرت عيسى عليه السلام به چيزى كه بآن عرفان و آگاهى دارد نه اقرار به آنكه چنين گفتارى را گفته است چه آنكه چنين گفتارى در حق عيسى مستحيل و غير ممكن است زيرا مفاد آن كفر و شرك مىباشد.
سپس شارح مىگويد:
قول مصنف كه گفت [و الانكار كذلك] دلالت دارد براينكه صورت انكار فعل آن است كه فعل پهلوى همزه بايد واقع شود ولى چون براى آن صورت ديگرى نيز وجود داشته كه در آن فعل پهلوى همزه در نميآيد مصنف بآن نيز بقولش اشاره كرده و مىگويد: