توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٧ - مثال ديگر
درجات الكمال) لا بحسب غيرها لانها المقصود الاصلى من الانزال ( فوزانه) اى و زان هدى للمتقين ( و زان زيد الثانى فى جاءنى زيد زيد) لكونه مقررا لذلك الكتاب مع اتفاقهما فى المعنى بخلاف لا ريب فيه فانه يخالفه معنى.
ترجمه
مصنف گويد:
و اما كمال اتصال پس بخاطر آن است كه جمله دوّم را بعنوان مؤكّد جمله اوّل آوردهاند و جهت تأكيد دفع توهّم تجوّز يا غلط مىباشد مانند: لا ريب فيه.
چه آنكه وقتى در وصف قرآن به اينكه در درجه و مرتبه بلندى از كمال مبالغه گرديد و اين معنا بواسطه قرار دادن مبتداء را لفظ [ذلك] و معرفه آوردن خبر بوسيله الف و لام صورت گرفت امكان آن هست كه سامع پيش از تأمل و دقت خيال كند كه اين توصيف از روى جزاف ميباشد لذا حقتعالى بدنبال توصيف ياد شده نفى مذكور يعنى [ لا ريب فيه ] را بمنظور دفع اين توهم آورده است پس حكم [ لا ريب فيه ] در اين مثال حكم [نفسه] در [جائنى زيد نفسه] مىباشد.
مثال ديگر
و نيز مانند: هدى للمتّقين.
معناى اين جمله آن است كه قرآن شريف در هدايت خلق بدرجه رسيده كه كنه و حقيقت آن قابل درك نبوده حتى مىتوان در حقّش گفت:
گويا قرآن هدايت محض مىباشد.
و اين همان معناى [ ذلك الكتاب ] مىباشد زيرا همانطوريكه گفتيم