توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٦ - باب فصل و وصل
ليدل العطف على التشريك المذكور ( كالمفرد) فانه اذا قصد تشريكه لمفرد قبله فى حكم اعرابه من كونه فاعلا او مفعولا او نحو ذلك وجب عطف عليه
ترجمه
مصنف گويد:
باب فصل و وصل
وصل عبارتست از عطف نمودن برخى از جمل به بعضى ديگر.
و فصل ترك اين عطف باشد.
حال اگر جملهاى بعد از جمله ديگر آمد، جمله اوّل يا داراى محلّ از اعراب بوده يا محلّى از اعراب ندارد بنابر فرض اوّل اگر قصد اين باشد كه جمله دوّم را با آن در حكم مشترك قرار دهيم مىبايد جمله دوّم را به اوّل عطف نمود همانطوريكه حكم در مفرد چنين ميباشد.
شارح گويد:
مصنف ابتداء فصل را آورد و سپس وصل را جهتش آنست كه فصل اصل بوده و وصل امرى است كه بواسطه زياد نمودن حرفى از حروف عطف، بر فصل طارى و عارض مىشود.
منتهى بايد توجه داشت كه وصل چون بمنزله ملكه و فصل بمثابه عدم بوده و اعدام بواسطه ملكات شناخته مىشوند لاجرم در مقام تعريف مصنف وصل را اول قرار داده و گفته است:
وصل عطف برخى از جمل بر بعضى ديگر بوده امّا فصل ترك اين عطف مىباشد.
سپس در ذيل [فاذا اتت جملة الخ] مىگويد:
مقصود مصنف از [و على الاوّل] تقدير اول است يعنى مورديكه جمله