توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٥ - مقاله سكاكى
اول منقطع قرار مىدهند.
و تنزيل سئوال مزبور بمنزله سئواليكه در خارج واقع شده صرفا بخاطر نكتهاى مىباشد مانند:
الف: بىنياز نمودن سامع را از اينكه سئوال كند.
ب: اينكه از سامع چيزى شنيده نشود و اين بخاطر تحقير او و اينكه از كلامش كراهت دارند مىباشد.
ج: اينكه كلام شما بواسطه تكلّم نمودن سامع قطع نگردد.
د: قصد و منظور آنست كه معنا زياد و لفظ كم باشد.
و كم بودن لفظ بخاطر تقدير سئوال و ترك عاطف مىباشد.
و يا اغراض و جهات ديگر.
سپس شارح مىافزايد:
البته در كلام سكاكى هيچ دلالتى بر اين نيست كه جمله اولى بمنزله سئوال قرار داده مىشود و باين اعتبار عطف ترك مىگردد و اين معنا را مصنف در اينجا مورد تصريح قرار داده و شايد جهتش آن باشد كه وى ملاحظه نموده و ديده است قطع جمله دوّم از اوّل مانند قطع جواب از سئوال صرفا در صورتى است كه فرض كنيم جمله اول بمنزله سؤال بوده و به آن تشبيه شده است.
ولى بنظر ما اظهر اينست كه هيچ حاجتى باين معنى نبوده بلكه صرف منشأ بودن جمله اول براى سئوال در اين باب كافى است چنانچه زمخشرى در كشاف به آن اشاره نموده است.
سپس در دنباله [و يسمّى الفصل لذلك] مىگويد:
معناى [لذلك] اينست كه: