توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٨ - وجه جامع وهمى بودن تضاد و شبه آن
دو را در اينكه وهم احد المتضادين يا احد الشبيهين بمتضادين را حاضر نمىكند مگر آنكه ديگرى را نيز حاضر مىسازد بمنزله تضايف قرار مىدهد و بخاطر همين است كه هرضدى را با ضد خودش به ذهن نزديكتر از مغايرت غير ضدش ميتوان يافت.
البته اينحكم وهم است كه اينطور قضاوت مىنمايد ولى عقل هركدام را تعقل كرده در حاليكه از ديگرى غافل مىباشد.
پس از آن در ذيل [او خيالى] مىگويد:
جامع خيالى امرى است كه بسببش خيال آندو شئ متعاطف را در قوّه مفكّره جمع كند و شرح آن اينست كه بين تصور دو شئ مزبور قبل از آنكه بهم عطف شوند بخاطر اسباب و جهاتى تقارن بوده باشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و ما يتصف بها: اين عبارت معطوف است به [السّواد] يعنى و كالذوات و الاشياء المتصفة بالمذكورات و مقصود از [مذكورات] بياض، سواد، ايمان و كفر مىباشد.
قوله: كالاسود و الابيض الخ: مثلا گفته مىشود: الابيض قام و الاسود قعد يا المؤمن فاز و الكافر هلك.
قوله: و امثال ذلك: مثلا بجاى [اسود] سوداء و به جاى [ابيض] بيضاء گذارده شود چنانچه بدل از [مؤمن و كافر] مؤمنه و كافره قرار دهند.
البته اين در صورتى است كه كلمه [امثال ذلك] بر [اسود و ابيض] معطوف باشد و اگر آن را بر ضمير مونث در [بها] عطف كنيم مقصود از