توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٢ - مقاله سكاكى
و در مضارع معناى تحضيض حاصل گردد مثل: هلّا تقوم.
و گاهى بواسطه كلمه [لعلّ] تمنى صورت مىگيرد كه در اين فرض به آن حكم [ليت] اعطاء مىشود مانند: لعلى احج، فازورك (بنصب ازورك) چه آنكه مرجوّ امرى است كه از حاصل شدن و تحقق يافتن بعيد ميباشد.
شارح گويد:
سكاكى گفته است: گويا حروف تنديم و تحضيض يعنى: هلّا و الّا (الا همان و [هلا] است منتهى هاء را بهمزه قلب كردهاند) و لو لا و لو ما از ايندو اخذ شدهاند:
كلمه [مأخوذة منهما] خبر است براى [كانّ] يعنى گويا اين حروف را [هل] و [لو] كه براى تمنى است در حاليكه با [لا] و [ما] زائده تركيب شدهاند اخذ گرديدهاند.
سپس گويد:
كلمه [لتضمينهما] علّتست براى [مركبتين].
پس از آن مىنويسد:
تضمين عبارتست از قرار دادن شيئى را در ضمن شيئ ديگر چنانچه وقتى مىگوئى: ضمنت الكتاب كذا كذا بابا يعنى آنرا متضمّن آن ابواب قرار دادم.
و حاصل مراد اينست كه: غرض مطلوب از اين تركيب و التزام به آن اينست كه هل و لو را متضمن معناى تمنى قرار مىدهم تا از آن معناى تنديم و تخضيض متولد شود.
كلمه [ليتولّد] علّتست براى [تضمينهما] يعنى: