توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٤ - تمنى به«لعل»
به آن حكم [ليت] اعطاء مىگردد و مضارعى كه در جواب آن واقع گردد بواسطه [ان] مقدره منصوب مىشود مانند: لعلّى احجّ فازورك (كاش من بحج آمده و تو را زيارت مىكردم) بنصب [ازورك] و سر اينكه [لعلّ] در اينجا بمعناى تمنى است آن استكه مرجوّ يعنى بحج رفتن امرى است بعيد الحصول لاجرم به امور محال يا ممكناتى كه در وقوع آنها طمع و حرصى نيست شباهت پيدا كرده در نتيجه معناى تمنى از آن متولد و حاصل مىشود.
قوله: حالكونهما مركبتين الخ: ضمائر تثنيه به [هل] و [لو] راجع مىباشند.
قوله: و التزامه: يعنى التزام به تركيب و اعتراف به آن.
قوله: اى جعل المخاطب نادما: وجه تنديم و تقرير آن اين است كه:
تمنى و آرزو تنها در امور محبوب و مطلوب مىباشد و پرواضح است وقتى كه محبوبى از دست برود و فوت شود شخص براى از دست دادنش نادم و پشيمان مىباشد پس آرزو نمودن محبوبى كه از دست رفته است در واقع اظهار ندامت و پشيمانى بر آن مىباشد چنانچه آرزوى امر محبوبى كه در آينده حاصل مىشود يا بالفعل تحقق دارد معنايش برانگيختن و روى آوردن به آن مىباشد.
قوله: قصدا الى حثه على القيام: ضمير در [حثه] به مخاطب راجع است.
قوله: و هو لا يوافق معنى كلام المفتاح: ضمير [هو] به [تضمّن] بصيغه تفعّل راجعست و وجه عدم توافق آن با كلام صاحب مفتاح آنستكه: