توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٢ - مثال ديگر
[ الم ] محلى از اعراب نمىباشد زيرا مقصود از آنها مجرّد تعداد و شمردن حروف مىباشد، پس نه مسند بوده و نه مسنداليه.
قوله: او جملة مستقلة: يعنى بااينكه [ الم ] را جمله مستقبل بدانيم كه در آن يكى از دو جزئش [يا مبتداء و يا خبر] حذف شدهاند مثلا تقدير آن چنين مىباشد: الم هذا يا هذا الم.
و مىتوان آن را جمله فعليّه تقدير كرد و ملتزم شد كه [اقسم بالم] مىباشد.
و بهرتقدير [الم] يا اسم است براى [سوره] و يا علم شده است براى [قرآن] و يا احيانا نامى است از اسماء مقدسه بارىتعالى.
قوله: و ذلك الكتاب جملة ثانية: يعنى اين جمله نيز محلّى از اعراب ندارد همچون جمله [الم].
قوله: و لا ريب فيه ثالثة: يعنى اين جمله نيز همچون دو جمله اوّل و دوّم محلّى از اعراب ندارد.
مؤلف گويد:
عبارت: اذا جعلت الم طائفة الم اشاره به اينستكه:
اگر [الم] را طائفهاى از حروف دانسته كه مقصود از آن تعداد و شمردن حروف بوده و يا جمله مستقلى باشد كه طبق تقرير گذشته اسميّه يا فعليّه فرض نموده و ذلك الكتاب را مبتداء و [ لا ريب فيه ] را خبرش بدانيم يا [الم] را مبتداء تقدير كرده و [ ذلك الكتاب ] را خبرش قرار دهيم يا انكه [الم] مبتداء بوده و [ لا ريب فيه ] خبرش باشد در هيچ يك از اين صور [ لا ريب فيه ] جملهاى نيست كه محلّى از اعراب نداشته و بعنوان مؤكد جمله قبل آورده شده باشد بلكه اين معنا تنها در فرضى است كه