توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥٠ - وجه جامع وهمى بودن تضاد و شبه آن
الجوهر اذا وجد، وجد لا فى الموضوع.
در مقابل عرض كه در تفسيرش گفته شده:
العرض اذا وجد، وجد فى الموضوع.
قوله: و لا من قبيل الاسود و الابيض: اين عبارت اشاره است به جواب از سئوال مقدر و توضيح آن چنين است:
سؤال
مصنف ابيض و اسود را به اعتبار اينكه مشتمل بر دو وصف متضاد يعنى [بياض] و [سواد] هستند از قبيل متضادين قرار داد پس چرا [سماء] و [ارض] را نيز بهمين اعتبار در زمره متضادين نشمرد چه آنكه سماء نيز بملاحظه اينكه در غايت ارتفاع است با ارض كه در غايت انحطاط قرار گرفته متضاد محسوب مىشود.
جواب
جهت آنكه مصنف [سماء] و [ارض] را از قبيل [اسود] و [ابيض] قرار نداد اينست كه:
دو وصف متضاد در [اسود] و [ابيض] جزء مفهوم آندو مىباشند زيرا اسود يعنى ذاتى كه وصف سواد بر آن ثابت است و ابيض يعنى شيئى كه وصف بياض دارد بخلاف سماء و ارض چه آنكه ارتفاع و انحطاط در مفهوم ايندو داخل نبوده بلكه لازمه آندو است.
قوله: فاشبها المتضادين: ضمير تثنيه در [اشبها] به اوّل و ثانى راجع است.
قوله: باعتبار اشتمالهما: يعنى اشتمال اوّل و ثانى.
قوله: اكثر من مخالفة الثانى له: ضمير در [له] به اوّل راجع است.