توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٣ - جمله حاليه و برخى از احكام آن
عاملش يعنى [جائنى] ماضى است حال اگر علت دخول [قد] درحالىكه ماضى است اين باشد كه حضرات گفتهاند يعنى به منظور برقرار كردن مقارنت بين عامل و حال مىآيد در اينجا نبايد بتوان آن را ذكر نمود زيرا بجاى مقارنت بين آنها فاصله مىاندازد.
سپس مىگويد:
جواز از اين اشكال را ما در شرح يعنى كتاب مطوّل آوردهايم، طالبين به آنجا مراجعه نمايند.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل آنچه مصنف و شارح در اين عبارات گفتهاند طبق تقرير شارح در مطول آنست كه:
مصنف مىگويد:
اگر جمله حاليه با فعل ماضى مثبت آغاز گردد چون دلالت بر حصول صفت داشته بدون مقارنت با عامل لاجرم مىتوان رابطش را هم واو قرار داد و هم واو را ترك نمود.
و دليل ما براينكه ماضى بر مقارنت بين عامل و حال دلالت ندارد اينست كه حضرات شرط نمودهاند اگر حال با فعل ماضى مثبت آغاز گرديد بايد لفظ [قد] با آن باشد اعم از آنكه ظاهر بوده يا مقدّر باشد و اين اشتراط صرفا بخاطر آنستكه كلمه [قد] ماضى را بحال نزديك كرده و بدين ترتيب براى حال واقع شدن شايستگى و صلاحيّت پيدا ميكند.
شارح در مقام اشكال مىگويد:
اشكالى كه قبلا بر اين كلام وارد گرديد اينجا نيز مطرح مىشود و آن اينستكه: