توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٢ - مثال ديگر
قوله: ككونه اى المراد مطلوبا فى نفسه: و پرواضح است كه شأن مطلوب و مقصود اينست كه به آن اعتناء و عنايت شود.
قوله: او فظيعا: يعنى عظيم و بزرگ و روشن است كه امور عظيم و عالى را عقل ابتداء نمىتواند درك كند لاجرم لازم است به آن اعتناء و عنايت كامل شود.
قوله: او عجيبا: يعنى معجبا للمخاطب و جاى ترديد نيست چنين امرى بايد مورد اعتناء باشد.
قوله: او لطيفا: يعنى ظريفا مستحسنا و نفس ظرافت و استحسان مقتضى است كه به آن اعتناء و التفات شود.
قوله: فالاول: يعنى بدل بعض آوردن جمله دوّم از جمله اوّل
قوله: امدكم بما تعلمون الخ : آيه (١٣٢) از سوره شعراء.
قوله: و المقام يقتضى اعتناء بشأنه: ضمير در [بشأنه] به تنبيه على نعم الله تعالى راجع است و وجه اين اقتضاء آن است كه وقتى مخاطبين در خواب غفلت بوده و توجهى بنعمتهاى حقتعالى نداشتند بيدار كردنشان از اين خواب و توجه دادنشان به نعمتهاى الهى امرى است كه ذاتا مطلوب و محبوب است چه آنكه پس از توجه و التفات ايشان به نعم باريتعالى در مقام شكر منعم برآمده و اين امر وسيله سعادت آنها خواهد گرديد.
قوله: و ذريعة الى غيره: يعنى وسيلة الى غير التنبيه و مقصود از [غيره] اختيار تقوى و پرهيزگارى است بدليل آنكه حقتعالى در صدر آيه فرموده است: و اتقوا الذى امدّكم .
متن:
و نحو قوله: