توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٢ - تحقيق در اطراف دلالت نفى بر استمرار
الاسميّة الا مع الواو و ما جاء بدونه فسبيله سبيل الشئ الخارج ٠ عن قياسه و اصله بضرب من التأويل و نوع من التشبيه.
هذا كلامه فى دلائل الاعجاز و هو مشعر بوجوب الواو فى نحو جاءنى زيد و زيد يسرع امامه و جاء زيد و عمرو يسرع او مسرع امامه بالطريق الاولى.
ترجمه
مصنف گويد:
و اگر جمله حاليه اسميه باشد پس مشهور بين ادباء اين است كه ترك [واو] در ابتداء آن جايز است.
و دليلش عكس تقرير و بيانى است كه در ماضى مثبت گذشت مانند:
لمته فوه الى فىّ (با او سخن گفتم در حاليكه دهانش بطرف دهان من بود).
و نيز مشهور آنستكه دخول واو از تركش اولى و بهتر است.
و دليل آن اينست كه جمله اسميه بر عدم ثبوت دلالت ندارد مضافا به اينكه معناى استيناف در آن ظاهر مىباشد از اينرو نيكو است كه رابطهاى در آن زياد شود يعنى بر جملات استينافيه جزئى اضافه و زيادى داشته باشد و آن جزء همان رابطه است مانند: فلا تجعلوا للّه اندادا و انتم تعلمون ( براى حقتعالى اضداد قرار ندهيد در حاليكه عالم و دانا هستيد).
عبد القاهر مىگويد:
اگر مبتداء در جمله اسميه ضميرى باشد كه به ذوالحال رجوع نمايد ذكر [واو] واجب است مانند: جاء زيد و هو يسرع يا و هو مسرع (زيد آمد در حاليكه سريع مىآمد يا در حاليكه سرعتكننده بود).