توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥٨ - جامع خيالى
و مرارة الارنب و الف باذنجانه محدثه (خورشيد و تلخى گوشت خرگوش و هزار بادنجان جملگى حادث مىباشند) منع نموده بااينكه در ايندو مثال بين متعاطفين جامع مىباشد يعنى در مثال اول بين دو جمله متعاطف باعتبار مفرد از مفرداتش و در مثال دوّم بين نفس مفردات متعاطفه.
جواب از سؤال
شارح گويد:
كلام سكاكى در اينجا صرفا در بيان جامع بين دو جمله مىباشد و اما اينكه چه مقدار از آن در صحت عطف لازمست موكول بجاى ديگر بوده و در حوصله مورد بحث نيست و در آن موضعى كه متعرض مقدار قدر جامع گرديده تصريح نموده كه شرط است بين مسندين و مسنداليهها جملگى بايد مناسبت وجود داشته باشد و چون مصنف معتقد است كه سكاكى در بيان قدر جامع مرتكب سهو و اشتباه شده و لذا درصدد اصلاح آن برآمده عبارت وى را تغيير داده و آنچه در اينجا ملاحظه ميكنيد را آورده يعنى بجاى لفظ [جملتين]، شيئين گذارده و عبارت [اتحاد فى تصوّر ما] را به [اتحاد فى التّصور] تبديل كرده است لذا در قولش كه گفته:
جامع وهمى آنست كه بين تصور متعاطفين شبه تماثل يا تضاد و يا شبه تضاد باشد.
خلل واقع شده چنانچه در اين كلام كه آورده:
جامع خيالى آن است كه بين تصور متعاطفين در خيال تقارن باشد.
نيز خلل و ايراد واقع شده است زيرا تضاد مثلا بين نفس سواد و