توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٥ - اغراض مترتب بر انكار
فرعون كيست).
كلمه [من] در اين قرائت بفتح ميم مىباشد و فرعون نيز مرفوع است تا مبتداء بوده و [من] خبرش باشد و يا بالعكس [من] را خبر مقدم و فرعون را مبتداء مؤخّر فرض مىكنيم چه آنكه در امثال اين تركيب اختلاف بوده و دو رأى وجود دارد.
در اينجا بدون ترديد استفهام حقيقى معنا ندارد چه آنكه گوينده حقتعالى است و در حق جنابش پرسش بىمعنا است بلكه مراد مقصود آنست كه:
وقتى خداوند متعال عذاب را به شدت و فظاعت توصيف نمود در مستمعين هول و هراس ايجاد گرديد سپس اين هول و هراس را در آنها بيشتر نموده و فرمود: من فرعون يعنى آيا مىشناسيد كسى را كه در فرط نافرمانى و سركشى و غايت طغيان بسر مىبرد پس چه بگمانتان ميرسد در باره عذابى كه عذابكننده آن مثل فرعون باشد و بخاطر همين معنا حقتعالى فرمود: انه كان عاليا من المسرفين .
و اين جمله را براى ازدياد تعريف حال و كيفيت عذاب و شدت به هول انداختن آنها راجع به عذاب ياد شده فرمود.
استبعاد: مانند انّى لهم الذّكرى.
اين مثال را ممكن نيست بر استفهام حقيقى حمل كنيم زيرا كلام بارى تعالى مىباشد بلكه مراد بعيد شمردن اين معنا است كه ايشان متذكر شوند بقرينه عبارت بعدى كه مىفرمايد:
و قد جائهم رسول مبين ثم تولّوا عنه : يعنى چگونه ايشان متذكر و متغط شوند و به آنچه در وقت برداشتن عذاب وعده دادهاند يعنى