توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٧ - حكم حال منتقله
هرچيزى را گويند.
قوله: شبه به: ضمير مجرورى در [به] به [جعل الشئ الخ] راجع است.
قوله: و كونها بالواو: ضمير در [كونه] به جمله حاليّه راجعست
قوله: لمكان التناسب: يعنى تناسب بين جمله حاليه و مبحث فصل و وصل.
قوله: اصل الحال المنتقلة: حال منتقلة در مقابل حال لازمه است يعنى حاليكه ثبوتش براى ذو الحال لازم و ثابت نيست بلكه در حال تغير و تبدّل است مانند جاء زيد راكبا چه آنكه بديهى است وصف ركوب براى زيد ثابت و لازم نيست بخلاف حال لازمه در مثل [ انّا انزلناه قرآنا عربيّا ].
قوله: الراجح فيها: ضمير در [فيها] بحال برمىگردد.
قوله: و احترز بالمنتقلة عن المؤكدة الخ: برخى از شراح در مقام اشكال و انتقاد بر شارح گفتهاند:
در مقابل حال منتقله، حال لازمه است نه مؤكده پس بهتر اين بود كه شارح مىگفت:
مصنف بقيد [منتقله] از حال لازمه احتراز جست.
قوله: المقررة لمضمون الجملة: يعنى مضمون جمله ما قبل مانند:
هذا ابوك عطوفا كه كلمه [عطوفا] حال مؤكده است يعنى مضمون جمله [هذا ابوك] را كه ثبوت عطوفت و مهربانى براى پدر نسبت بفرزند است تأكيد مىكند.
قوله: فانها يجب ان يكون بغير واو: ضمير در [فانّها] بحال